برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
تَهَوُّع.
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
اعتمادی ندارم. توأم تکیه نکن.
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
در تردیدِ نوشتنِ دوباره ام. برای حرف زدن، باید آزاد باشی و غیر از این، چه سود..؟!
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
آدم از روی آدم های بیچاره تر، خجالت می کِشد که بنویسد؛ آنان که نَه به فکر بازگویی رنج و زندگانی شان می اُفتند و نَه زبانی برای گفتنش دارند، آنانی که دیگر نیستند!
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
فقط یک پرتقال، کافی ست. به گوشم، به گوشِ رادیو ، پرتقالِ دُرُسته به دست که پَر پَرش نکرده، مانند سیب گاز می زنم وَ دیروزِ زهرماری. همه چیز مانندِ غبار در فضا پخش و پراکنده است حتّی این خودم. واژه هایی که رادیو پخش و پَلاتر می کند هم اضافه می شود بر آن چه که هست. پُر نیستم، نَه، این پُر بودن نیست، فقط محاصره شده ام البته با یک بی خیالیِ متقارن!
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
رُبِّ آلو؛ همین.
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان