خرید بک لینک

می گوید: در خواب دیدم که در حالِ غرق شدن هستم ولی..دیگر دست و پا نزدم، همه چیز را رها کردم و دست از تقلا کردن برداشتم. این گونه..جانِ سالم به در بُردم.

احتیاج به نوشتن وَ..

خواندنِ سایرین و بسیار خواندنِ سایرین.

دفتر و خودکار، بهترین هایی که اگر هم اکنون به مغزم فشار بیاورم، پیدا میکنم تا به تو بگویم. آدم نباید بنویسد، نباید خود را برملا کند اما دوست دارد بنویسد، دوست دارد خودش را بیرون بریزد، خوب نگاه کند، بو کند، بشناسد و دوباره خالی کند خود را به درون.

شاید تمامِ این نباید و باید و هر چه که مانع می گردد یا مانعی را برمی دارد یک مفهومِ بی اهمیت باشد که تنها، وقت را گرفته در دستانِش و به حسرت اجاره می دهد همیشه مطمئن باشد که پیش مان می ماند.

زندگی را برای مان سخت کرده اند؛ آن قدر که دیگر زندگی نکنیم.

برچسب: نویسنده: هستی رستمیان تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 10:06

صفحه بندی