من دوستی ندارم و ای وای از این روز؛
داشتن اَش غنیمت است و خوشبختی اما نداشتن اَش درد است مرگ. شاید وقتی داری اَش درک نمی کنی که به چه حَد گران مایه و خوش است.
بگذار من حالِ بَدَم را با خودم همراه نگاه دارم. این همه حرف ها شده اند شبیهِ نگاشته های پَس و پیش شده ای که دارند مدام بانگ برمی آوردنت و تو یا بی خبری یا بی راه.
نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶لحظه ی ۱:۴۳ ب.ظ توسط ELISH|
برچسب:
نویسنده: هستی رستمیان